سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.



 
سلام.رویا سکسی هستم و میخوام خاطره یکی از بهترین سکس هایی که داشتم رو براتون تعریف کنم.این داستان به نوعی ادامه داستان های شکار شوهر خانوم مدیر وشبی دراغوش برادرمه.بعد از کسکشی من برای برادرم که زمینه سکس داداشم وشهلا رو فراهم کردم و بعد ازاون سکسی که خودم با داداش رضا داشتم به فکر یک سکس ضربدری توپ وباحال بین خودم ورضا وشهلا وهمایون افتادم.ازجانب خودم ورضا مطمئن بودم وازطرف شهلا هم مطمئن بودم که قبول می کنه اما درمورد همایون شک داشتم که قبول کنه یا نه اما با این حال تصمیم گرفتم موضوع رو با همشون مطرح کنم.مطابق انتظارم رضا وشهلا خیلی زود قبول کردن وبرای گرفتن رضایت همایون خودم دست به کار شدم وبا کلی خایه مالی وچرب زبونی وعشوه های زنانه رامش کردم دراخر بهش گفتم که براش یه سورپرایز جالب دارم.اونم قبول کرد وبرنامه برای شب بعدش درمنزل همایون گذاشته شد.همایون وقتی فهمید که زنش با داداش من سکس داشته کمی ناراحت شد اما با یاداوری این موضوع که خودش هم به همسرش خیانت کرده راحت تر با این موضوع کنار اومد.


روز بعد هنگام غروب همراه با رضا به خونه همایون رفتیم.حسابی به خودم رسیده بودم وتیپ زده بودم.به محض ورودم به کمک شهلا رفتم تا شام رو اماده کنیم وهمایون ورضا هم مشغول بازی شطرنج شدن.شام در فضای صمیمی وشادی صرف شد ودیگه کمک کم همه چیز داشت برای یک سکس ضربدری ناب وزیبا آماده میشد.سر سفره شام رضا که داشت درسته با چشمای حریصش شهلا رو می خورد وهمایون هم ازاول تا اخر داشت باهام ور می رفت.چند باری راجع به سورپرایزی که قولش رو داده بودم سوال پرسیده بود اما من جوابی نداده بودم وتوی خماری نگهش داشته بودم.بعد ازشام همایون دست منو گرفت ورو به رضا گفت:من آبجی شما رو می برم تا ترتیبش رو بدم.شما هم دیگه خودت میدونی با اون کس وکون خانوم من.بعدش واسه تنوع می تونیم زوج ها رو عوض کنیم.رضا هم اعلام موافقت کرد ومن وهمایون وارد اتاق شدیم وپشت سرمون هم شهلا ورضا اومدن.تخت بزرگی که دروسط اتاق قرار داشت می تونست به راحت هرچهار نفر ما رو روی خود جای بده.همایون منو روی تخت خوابوند وخودش هم روی من دراز کشید.کنار من هم رضا شهلا رو خوابوند وباهاش مشغول شد.همایون ورضا هردو قرص تاخیری خورده بودن تا به قول خودشون نیازسکسی ما رو به اندازه یک سال درعرض یک ساعت براورده کنن اما من وشهلا به قدری داغ وشهوتی بودیم که آتش هوسمون هرگزخاموش نمیشد.


همایون کاملا روی من دراز کشیده بود ومشغول مکیدن لبم بود وبا دست کسم رو از روی شلوارکی که به تن داشتم نوازش می داد واون طرف هم رضا لب های شهلا رو می خورد وسینه هاش رو ازروی لباس می مالید.وقتی رضا وشهلا لخت شدن همایون هم ابتدا لباس های من وسپس لباس های خودش رو ازتن دراورد وحالا همگی لخت روی یک تخت بزرگ قرار داشتیم.همایون به جون سینه هام افتاده بود وداشت اونا رو می مکید ومنم با دست کسم رو نوازش می کردم.از اون جایی که فاصلمون با رضا وشهلا خیلی کم بود رضا همون طور که لب های شهلا رو می خورد دستش رو به کس من رسونده بود وباهاش بازی می کرد.اون طرف شهلا هم با صدای ریز اوم اوم می کرد وبا دست سر رضا رو گرفته بود وبه سمت سینه هاش هدایت می کرد.رضا هم که متوجه منظور شهلا شده بود نوک پستانش رو به دهن گرفت ومشغول مکیدن شد.حالا دست رضا بیش ازپیش روی کسم فعالیت می کرد ومنم با دستم کیر همایون رو می مالیدم وازخواب بیدار می کردم.زمان زیادی طول نکشید که همایون کمی خودش رو جا به جا کرد ودست رضا رو ازروی کسم کنار زد وخودش بین پاهام حاضر شد.پاهام رو ازهم باز کرد وکیرش رو با کسم تنظیم کرد وبا یک فشار محکم تمام کیرش رو وارد کسم کرد ومن ازشدت درد آخ بلندی گفتم.همایون هم کیرش رو تا ته توی کسم نگه داشته بود اما تلمبه ای نمیزد ومنتظر دستور من بود.منم با چشمای خمارم بهش نگاه کردم وگفتم:آروم آروم شروع کن.همایون هم خیلی آرام تلمبه زدن هاش رو شروع کرد وهر بار کیرش را تا انتها وارد کسم می کرد.


رضا هم داشت واسه گاییدن شهلا آماده میشد.شهلا پاهاش رو ازهم پاز کرده بود وآماده استقبال ازکیر رضا بود.رضا هم با یه فشار کیرش رو تا دسته وارد کس شهلا کرد که شهلا ازسر لذت آهههههه کشید.همایون به سینه های من چنگ انداخته بود واونا رو می مالید وهمزمان کیرش رو تا دسته وارد کسم می کرد ومنم دیگه داشتم لذت می بردم.منم همون جور که کس می دادم سرم رو به سمت اونا برگردونده بودم وداشتم می دیدم که رضا با چه قدرتی داره کس شهلا رو میگاد.دیگه ازاون آرامشی که درسکس با من به خرج داده بود خبری نبود وداشت چهره خشن خودش رو درسکس نشون می داد.خیلی دوست داشتم خشونتش درسکس شامل حال منم بشه ومن درزیر کیرش جرخوردن رو به معنای واقعی تجربه کنم.رضا کاملا روی شهلا خم شده بود وهمون طور که کسش رو می گایید لبش رو هم می مکید.سر وصدای شهلا هم دراومده بود ومعلوم بود داره حسابی ازکس دادن به داداشم لذت می بره.همایون هم همچنان داشت کسم رو می گایید وتلمبه های محکمش هرلحظه با قدرت روانه کسم میشد.زمان زیادی طول نکشید که بکن ها عوض شد وهمایون به سراغ زنش رفت ورضا هم به سراغ من اومد.بین پاهام قرار گرفت وکیرش رو به کنار سوراخ کونم رسوند وگفت:می خوام کونتو فتح کنم آبجی گلم.منم گفتم:کونم مال خودته داداش گلم فقط دوست دارم همون جور که با شهلا سکس می کنی با منم سکس کنی.دلم میخواد منو جر بدی وبا خشونت باهام سکس کنی.رضا دستی به باسنم کشید وگفت:ولی من دلم نمیاد عروسکم.تو خیلی نازی عزیزم.اما من گفتم که من خودم این طوری می خوام واونم قبول کرد.کیرش رو به سوراخ کونم نزدیک کرد وبا یک فشار چیزی حدود نصف کیرش وارد کونم شد ومن ازشدت درد یک آخ بلند گفتم.شهلا وهمایون هردو به من که درحال کون دادن بودم نگاه کردن.


باورشون نمیشد که دارم کون بدم.همایون رو به من کرد وگفت:داری کون میدی؟پس من چی؟منم که ازشدت درد داشتم می مردم با صدای ضعیفی گفتم:من دیگه کونی شدم.باشه به تو هم میدم اما فعلا تو به کون زنت برس.همایون که حسابی ازاین موضوع خوشحال شده بود شهلا رو قنبل کرد وبا یک فشار محکم تمام کیرش رو وارد کون زنش کرد وشهلا هم داد کشید وچشماش رو بست.معلوم بود حسابی داره درد می کشه.رضا هم دیگه داشت یواش یواش تلمبه میزد وهرلحظه سرعت ورود کیرش به داخل کونم بیشترمیشد.منم ازدردم کم شده بود وداشتم لذت می بردم اما فقط به این فکر می کردم که زیر کیر همایون باید چطوری دوام بیارم چون اون کیرش خیلی بزرگ بود.همایون با دست پهلوهای زنش رو گرفته بود وبا قدرت توی کونش تلمبه میزد وکون قلمبه شهلا هربار مثل ژله می لرزید.رضا هم همون طور که سینه هام رو گرفته بود کونم رو می گایید.پنج دقیقه ای این وضعیت ادامه داشت که همایون کیرش رو ازکون شهلا بیرون کشید وجلوی من قرار گرفت وگفت:خیسش کن که قراره کونت رو فتح کنه.منم کیرش رو توی دهنم گذاشتم ومشغول ساک زدن شدم.رضا هم کیرش رو ازکون من بیرون آورد وبه سراغ شهلا رفت.شهلا کمی کیرداداشم رو ساک زد وسپس همون طور که قنبل کرده بود آماده کون دادن شد.رضا هم پشت سر شهلا حاضر شد وکیرش رو تا دسته وارد کونش کرد.شهلا دیگه دردی نداشت چون کیر کلفت همایون قبلا راهش رو باز کرده بود ودیگه داشت لذت می برد.رضا هم که کون قلمبه شهلا دیوونه اش کرده بود مثل وحشی ها تلمبه میزد.منم همچنان داشتم کیر همایون رو می خوردم که اون کیرش رو ازکونم بیرون آورد وازمن خواست که قنبل کنم.


منم درست درکنار شهلا قنبل کردم وهمایون هم پشت سرم حاضر شد.قاچ های کونم رو ازهم باز کرد وکیرش رو به سوراخم نزدیک کرد وبا یک فشار نصف کیرش وارد کونم شد.منم چون درد داشتم چشمام رو بستم ولبم رو گزیدم اما دردش اون قدری نبود که فکرش رو می کردم چرا که قبلش رضا راه کونم رو باز کرده بود.همایون یک فشار دیگه داد وکیرش تا دسته وارد کونم شد ومن این بار دیگه نتونستم مقاومت کنم وداد بلندی زدم وهمایون هم دیگه امونم نداد وبا قدرت تمام مشغول گاییدن کونم شد.بالاخره به آرزوش که فتح کونم بود رسیده بود وحق داشت این قدر با حرارت کونم رو بگاد.رضا هم دیگه دست ازگاییدن کون شهلا برداشته بود وداشت کیرش رو لای سینه های بزرگش عقب وجلو می کرد وآه می کشید.منم دیگه دردم تقریبا ازبین رفته بود وداشتم لذت می بردم.حرکت کیر کلفت همایون درکونم روان تر شده بود ودیگه سروصدای همایون هم دراومده بود.دائم قربون صدقه ام می رفت وازکونم تعریف می کرد.یکی دودقیقه ای گذشت که همایون ورضا دریک اقدام هماهنگ من وشهلا رو به پهلو خوابوندن وازپهلو مشغول گاییدن کسمون شدن.دوباره به سراغ کسمون رفته بودن وپوزیشنمون به گونه ای بود که من وشهلا روبه روی هم وبه فاصله کمی ازهم قرار داشتیم ورضا وهمایون هم ازپشت مشغول گاییدن کسمون بودن.همایون همون جور که کسم رو می گایید ازپشت سینه هام رو می مالید ورضا هم داشت همین کار رو با شهلا انجام می دادمن وشهلا هم که درحال گاییده شدن بودیم به سراغ لب های هم رفته بودیم وداشتیم لب همدیگرو می مکیدیم ومی خوردیم.لحظاتی بعد دوباره پوزیشن وزوجین عوض شدن.رضا به سراغ من اومد وکیرش رو توی دهنم کرد وشهلا هم مشغول ساک زدن کیر شوهرش شد.رضا با دستاش سرم رو گرفته بود وبا خشونت توی دهنم تلمبه میزد ودهنم رو می گایید واین خشونت درسکس همون چیزی بود که من ازبرادرم می خواستم.


کمی که دهنم رو گایید منو قنبل کرد وخودش پشت سرم حاضر شد ویک ضرب کیرش رو تا دسته وارد کسم کرد.منم ازفرط لذت اهههههه کشیدم وبا حرفهای حشری کننده ام اونو برای گاییدن بیشترم تشویق کردم.رضا پهلوهام رو با دست گرفته بود وبا تمام قدرت کیرش رو توی کسم عقب وجلو می کرد.ازاون طرف هم شهلا پس ازاینکه کمی کیر شوهرش رو ساک زد روی کیرش نشست وبالا وپایین می رفت.با سرعت روی کیر همایون می نشست وسینه های بزرگش به این طرف واون طرف می رفت.صدای شالاپ وشلوپی که از برخورد کیر همایون به ته کس شهلا تولید میشد خیلی بیشتری ازصدایی بود که ازگاییده شدن کس من به وسیله رضا وجود داشت.رضا هم دیگه حسابی وحشی شده بود وهمون طور که کسم رو می گایید موهام رو می کشید وبه باسنم ضربه میزد.شهلا هم همچنان روی کیر همایون بالا وپایین می رفت وهرلحظه سروصداش بیشتر میشد که ناگهان جیغی کشید وبی حرکت روی کیر شوهرش ثابت موند وبه ارگاسم رسید.رضا هم به نظر درحال ارضا شدن بود چرا که چند تلمبه محکم دیگه وارد کسم کرد وناگهان کیرش رو ازکسم بیرون کشید وبه سراغ شهلا که روی کیر شوهرش نشسته بود رفت وکیرش رو وارد دهنش کرد.چند تلمبه توی دهن شهلا زد وناگهان آب کیرش با فشار زیادی توی دهن شهلا پاشید واونم تمام منی برادرم رو خورد وبی حال شد.رضا هم با بی حالی گوشه ای ولو شد.رضا وشهلا کارشون تموم شده بود اما هنوز من وهمایون با هم کار داشتیم.همایون به سراغم اومد واین بار منو به پشت خوابوند وخودش هم اومد وبین پاهام قرار گرفت.پاهام رو روی شونه هاش انداخت وکیرش رو تا دسته وارد کسم کرد ومن دوباره ازسر لذت آه کشیدم.ت


لمبه های محکم همایون هرلحظه با قدرت بیشتری وارد کسم میشد ومنم فقط آه می کشیدم.رضا وشهلا که خالی کرده بودن با هم ور می رفتن وهمایون هم اخرین تلاش هاش رو برای ارضا شدن انجام می داد.من که دیگه ازسر لذت وخوشی جیغ می زدم ولحظه به لحظه به ارگاسم نزدیک تر می شدم.ارگاسمی که داشتم زیر کیر کلفت همایون تجربه اش می کردم.چند تلمبه محکم دیگه کافی بود که جیغ بزنم وبه ارگاسم برسم.حالا دیگه فقط همایون باقی مونده بود که اونم دیگه دراستانه تخلیه شدن بود.کاملا روی من خم شده بود وداشت لبم رو می مکید وهمزمان کیرش رو تا دسته وارد کسم می کرد.کاملا درآغوش همایون قرار داشتم که اون چند تلمبه محکم زد وبه قدری درحال لذت بردن بود که دیگه کیرش رو ازکسم بیرون نکشید وابش با فشار زیادی توی کسم خالی شد.همایون هم با اینکه بی حال شده بود اما لبم رو می مکید چون خوب می دونست برای من بعد ازسکس هیچ چیز به اندازه هم آغوشی وبوسه های عاشقانه لذتی نداره.همگی ما بهترین سکس رو انجام داده بودیم ورویایی ترین شب ممکن رو پشت سر گذاشته بودیم .شبی که تا صبح فاصله زیادی داشت واین فاصله فقط وفقط با سکس های لذت بخش پر میشد. اینم یکی ازبهترین وماندگارترین خاطرات سکسی من بود

ارسال یک نظر