سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

سارا هستم. از خونه که راه افتادم حالم خوب نبود دلم کرم ریختن می خواست. وقتی نشستم تو تاکسی تهران-شمال یه پسر سفید رو هم نشست وسط کناره من خودشو خیلی جم کرده بود که به من نخوره پسر اونوری خیلی بد نشسته بود داشت دهنه اینو سرویس می کرد با خودم گفتم که یه روز که من هوس کردم یه جنتلمن نشسته کنارم بهش گفتم من اونجوری نیستما گفت جانم؟؟ گفتم راحت بشین من حساس نیستم گفت چشم دیدم باز سخت نشسته گفتم اسمت چیه گفت نیما گفتم راحت باش گفت هستم گفتم پاهاتو ول کن سفت نشین ی کم شل شد گفتم راحت تر باش کامل خودش رو ول کرد رونش چسبید به رونم گفت ببخشید گفتم آه گاییدی مارو گفت جان؟ گفتم هیچی میگم راحت باش گفت آها. خیلی با کلاس بود خوشم میومد ازش. حرفای سیاسی با حال میزد منم گاهی جوابشو میدادم دیدم کاری نمیکنه داشتم نا امید مشدم بعد ناهار خواست جاشو با اون اسگله عوض کنه می گفت وسط کمرش درد گرفته گفتم نه تورو خدا نکن ای کارو از اون بدم میاد آروم گفتم اینو اومد نشست وسط باز اما یادش رفت کاپشنشو بزاره صندوق گذاشتش رو پاش فرصت خوبی بود دستمو گذاشتم رو پاش اصلا روشو برنگردوند تعجب کردم یکم پاشو مالوندم باز چیزی نگفت برپشتم سمتش اونم به من نگاه کرد و خندید با چشام گفتم میشه گفت چی؟؟ موندم چی بگم گفتم میشه این کارو کنم (خیلی اروم حرف میزدیم) با چشاش گفت باشه دستمو بردم لای پاش دستمو گذاشتم رو کیرش یهو تکون خورد صبر کردم دیدم کسی ندید خ.استم زیپشو وا کنم اما دیدم دکمه ایه سخت بود گفتم وا کن گفت نه میبنن گفتم تو میمالی؟؟؟ گفت تمیزی؟ گفتم از چه نظر؟ تازه شیو کردم گفت نه خود نانازتو میگم گفت اره

احساس کردم همه حواسشون به ماست ظاهرا نیما هم فهمیده بود چون یهو شروع کرد به صحبت کردن و جو اروم شد من زیپمو وا کردم اما دستشو نمیاورد بعد چند مین که دیگه نزدیک سیاه بیشه بودیم دستشو آورد کرد تو شرتم کسمو میمالوند عالی بود اروم میمالوند چشامو بستم کاپشن خودمم گذاشتم رو کسم نیما اروم میمالوند عالی بود خیلی با کلاس بود انقدر چوچولمو مالوند که شهوت در من گر گرفته بود رفت پایین تر و دستشو کرد تو سوراخ کسم وااااااااااااای عالی بود ایقدر کرد تو که حس کیر بهم میداد انگشتاشو عوض میکرد شصت اشاره پشت سر هم وای عالی بود اینقدر مالوند تا ابم اومد اروم شدم سریع دستشو درا ورد احساس کرد که ارضا شدم دستشو درا ورده بود که اذیت نشم وای عالی بود. با چشام گفتم خیلی ماهی لبخند زد گفتم شمارتو بزن تو گوشیم زد اس دادم گفتم چه کار کنم ارضا شی هی گفت نمی خواد هی من اصرا کردم هی گفتم هی اس داد نه آخرش گفت اگه بکنم پشتت میاد گفتم انگشتتو (با اس) گفت اره اس داد اوکی. گفتم به خاطر این مرامت جندم اگه ابتو نیارم. یه لحظه بلند شدم شلوارمو تا رونم دادم پایین رید تو خودش ترسید رنگش پرید لبخند زدم یعنی نترس. پاهامو وا کردم دستشو دادم لام یکم رفتم سمت صندلی ک به سوراخ کونم برسه با یه بد بختی سوراخمو پیدا کرد انگشتم میکرد اما اروم وای خیلی جنتل بود دلش نمیومد قشنگ انگشت کنه

عاشقش شده بودم اس دادم بکن محکم می خوام الکی گفتم که فکر کنه خودمم خوشم میاد تا ارضا شه کرد تو کونم دست عرق کرده بود این باعث میشد لیز شه هی بیشتر میکرد تو اینفدر کرد انگشت اشارش کامل تو کونم بود خیلی درد داشتم اما حاضر بودم جر بخورم اما نیما ارضا شه اینقدر انگشتم کرد تا منم یه حسی پیدا کردم حشذی نشدم اما سوراخ کونم داغ شده بود وای عالی بون باز فشار داد تو تر و تو تر رفتداشتم جر میخوردم تا یهو اروم شد دستش موند تو کونم نم نم کشید بیرون فهمیدم ابش اومده سریع دستشو گرفتمو پاک کردم که بوی کونمو ندهشلوارمو مرتب کردم درد وحشت ناکی داشتم تا جیگرم میسوخت بعدا که رفتم خونه دیدم شرتم خونیه بع اون بارها به نیما دادم اما اون سکس یه چیزه دیگه بود

ارسال یک نظر